على محمدى خراسانى
86
شرح رسائل (فارسى)
و تأويلات بپذيريم و مجموعا سه توجيه مىآورند و سپس وجه و فلسفه اختلاف و تعدد توجيهات را بيان مىكنند و سپس به قضاوت نشسته و توجيهى را كه به نظر مباركشان وجيه است انتخاب و معرفى مىنمايند . امّا بيان اصل توجيهات : توجيه اوّل : اين توجيه مبتنى بر مطلبى است كه سابقا در تنبيه اوّل از تنبيهات استصحاب در كلّى قسم ثالث بيان شد . و اجمال قضيه اين بود كه عند المشهور در قسم ثالث از اقسام كلى نه استصحاب در فرد قابل جريان بود و نه در خود كلّى . ولى به عقيدهء مرحوم شيخ مسئله سه صورت داشت كه در صورت اول استصحاب جارى بود و در صورت دوّم جارى نبود و در صورت سوم هم جارى بود كه متناسب با ما نحن فيه است و آن اينكه بعضى موارد اگرچه بدقت عقلى آن فرد سابق از بين رفته و اين فرد حادث فرد جديد مغاير با فرد قديم است ولى عرف مع المسامحه اين مشكوك را بقاء و استمرار همان متيقن مىبيند فى المثل جسمى در آن سابق ملون به لون سواد شديد بود و الآن يقينا آن مرتبه شديده منتفى شده ولى احتمال مىدهيم مراتب متوسطه يا ضعيفه سواد باقى باشد و يا آن هم مرتفع شده باشد . در اينجا اگر فرضا مرتبه ضعيفه باقى باشد عرف مىگويد اين سواد همان سواد است و حالت و عرضى از عوارض فرق كرده و لذا اگر شك كنيم كه آيا سواد ضعيف در جسم موجود است يا خير شك در بقاء بوده و مجراى استصحاب است و هكذا در كثير الشك كه ذات المراتب است و . . . با عنايت به اين نكته توجيه اوّل را كه مبتنى بر آنست شروع مىكنيم : اين توجيه براساس مسامحهء عرفيه در خود مستصحب است يعنى ما يك كلى و قدر جامع داريم بنام مطلق الوجوب و مطلق المطلوبية كه داراى دو فرد است :